ارائه درس “سیاست و حکومت در چین” در نیم سال دوم ۹۷-۹۸ در رشته علوم سیاسی

0

درس”سیاست و حکومت در چین” در نیم سال دوم ۹۸-۱۳۹۷ در رشته علوم سیاسی به عنوان درس اختیاری ارائه شد. در مصاحبه با دکتر علی قربانپور دشتکی عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه در خصوص این سرفصل جدید و لزوم ارائه آن به گفتگو پرداخته ایم که در ادامه خواهید خواند.

  • با سلام لطفا در خصوص سرفصل جدیدِ “سیاست و حکومت در چین” توضیح دهید؟

ادعای گروه علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری بر این مبنا نیست که درس “سیاست و حکومت در چین”، را قبلا در لیست دروس دوره کارشناسی نبوده و حالا ما ابتکار به خرج دادیم و به قول شما جدیداً آنرا مطرح کردیم، نه خیر؛ این درس در طی مصوبه شماره ۳۲۵ شورای عالی برنامه ­ریزی، مورخه ۱/۷/۱۳۷۵ به عنوان درس اختیاری، در دو واحد درسی تعریف و به کلیه دانشگاههای کشور ابلاغ گردید، منتهی، بر اساس تحقیقی که انجام دادم، متوجه شدم، در اکثر دانشگاههای مهم کشور، ارائه این درس، تا کنون، مغفول مانده است؛ همچنین جالب است بدانیم که شورای بازنگری تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی در آخرین بازنگری خود در سال ۱۳۹۶ نیز به طور مشخص “سیاست و حکومت در چین” را در ردیف برنامه دروس علوم سیاسی نگنجانید و فقط سرفصلی  تحت عنوان مطالعات منطقه ­ای جهان شرق  تعریف گردید که به نظر می رسد، چین چندان مورد توجه قرار نگرفت. حال، اقدام گروه علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری اینست که ارائه این درس را جدی تر از سایر دانشگاهها ، در دستور کار قرار داده است و در ترم جاری(نیمسال دوم ۹۸-۱۳۹۷) ارائه گردید و قرار است در ترم های بعدی هم بطور جدی تری ارائه گردد. اتفاقا این درس یکی از پرتعدادترین کلاسهای درسی در ترم جاری بوده، حتی بعضاً  دانشجویان مستمع آزاد هم در این درس حضور پیدا می­ کردند.

  1. لزوم ارائه درس “سیاست و حکومت در چین” را برای دانشجویان علوم سیاسی تبیین کنید؟

سوای بحثهای ایدئولوژیکی غرب­ستیزانه، دروس علوم سیاسی دوره کارشناسی مبتنی بر دو رویکرد اسلامی و غربی می باشند که این دو رویکرد برای یک دانشجوی ایرانی یا افغانی که در نیمکره شرقی، یعنی قاره آسیا، زندگی می­کند، لازم هستند ولی کافی نیستند. چند دلیل وجود دارد که بحث در خصوص شرق، از جمله چین، در رشته­های علوم انسانی، به ویژه، علوم سیاسی، ضرورت پیدا می­کند:

  1. هر چند الگوی مدرنیته در شرق، از جمله در چین و ژاپن، متأثر از الگوهای سرمایه­داری غربی می­باشد، لیکن بستر رشد و پیشرفت مدرنیته در شرق، جنس و رنگ و بویی شرقی دارد. وقتی دنگ شیائو پینگ سیاست­های درهای باز را برای توسعه چین در دستور کار قرار داد و معماری توسعه چین مدرن را از اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد، هر چند استراتژی نگاه به غرب حاکم گردید، لیکن بینش شرقی و تجربه­های انباشت شده تاریخی و فرهنگ کنفوسیوسی در پساپشت این حرکت به مثابه موتور محرکه­ای عمل کرد که در عرض کمتر از سه دهه، چین مائو زده را، که فقر و بیکاری در آن عمیق شده بود، توانست به مرز رقابت با اقتصادهای اول دنیا، یعنی ایالات متحده و اتحادیه اروپا برساند و از ژاپن پیشی بگیرد. دنگ شیائو پینگ توانست سالیانه ۱۰ درصد رشد اقتصادی چین را ارتقا دهد و جانشینان وی، که ادامه ­دهنده راه او بودند، تا اواخر سال ۲۰۱۴، ارزش اقتصاد چین به مرز ۱۴ تریلیون رساندند که اقتصاد دانان پیش­بینی می­کنند تا سال ۲۰۵۰ ارزش اقتصاد چین به مرز۵/۵۸ تریلیون برسد و در صدر بزرگترین اقتصادهای دنیا قرار گیرد.

چنین شتابی را نمی­توان صرفا به الگوگیری از غرب تقلیل داد، چرا که رشد و پیشرفت غربیها در یک فرایند زمانی بیشتر از یک قرن طول کشید؛ پس بنابراین، سعی کردم در طول ترم، یک پرسش اساسی را در مشارکت با دانشجویان مطرح کنم  بر این مبنا که چرا چین، چین شد؟ و تا آخر ترم، با همکاری و همفکری دانشجویان به پاسخی متفاوت دست یابم ؛ این پاسخ را نه در فرمولهای پیشرفت خطی نظام سرمایه­داری ، بلکه در روح فرهنگ، بینش و اسطوره­های چینی یافتم.

  1. چین بدون شک قدرت دوم جهان است، و قطعا در مناسبات جهانی اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نقش برجسته­ای ایفا می­ کند و معادلات بزرگ بین­المللی قطعا در مغناطیس رفتار چین رقم خواهد خورد، بنابراین یک دانشجوی علوم سیاسی، اگر می­ خواهد درک کلانی از سیاست بین ­الملل داشته باشد، لازم است که طرف دوم معادله را که چین است در بستر تحلیل خود لحاظ نماید. مثلا تلاش امریکا برای تفاهم با کره شمالی، و حتی شکل­ گیری نئوناسیونالیسم پوپولیستی در امریکا و بعضا اروپا، می­ تواند واکنشی به برتری یابی چین در جهان باشد؛ یعنی اینکه، فهم حداقل بخشی از تحولات و تحرکات سیاسی در جهان هزاره سوم، مستلزم شناخت سیاست و حکومت در چین می­ باشد.
  2. جمهوری خلق چین یکی از کشورهای تقریبا همسو با جمهوری اسلامی در موضع ­گیریهای کلان سیاسی می­ باشد و در عین حال شریک تجاری ایران می­ باشد، لذا فهم چین برای دانشجوی علوم سیاسی، که قرار است مسائل ایران را در عرصه بین­المللی و مناسبات منطقه­ای مورد شناسایی قرار دهد، حائز اهمیت است.
  3. چین اخیرا اقدام به طرح و بازسازی جاده ابریشم نموده است که مسیر آن از شهرهای شمال شرقی ایران، از جمله از شهر سبزوار، می­ گذرد، و لازمه توسعه جاده ابریشم جدید اینست که دیپلماسی شهری را در مسیر جاده ابریشم رشد داد، که بدون شناخت سیاست، حکومت و فرهنگ چینی نمی­توان این پروژه را کلید زد.
  4. تا آنجا که اطلاع دارم سیاست دانشگاه حکیم سبزواری در صدد توسعه ارتباطات بین­ المللی با دانشگاههای دنیا از جمله کشورهای آسیایی و بخصوص چین می باشد، طرح و گسترش مباحثی در ارتباط با چین، می­تواند تحقق بخش سیاست کلان دانشگاه نیز باشد.

 

  1. برای درس سیاست و حکومت در چین چه منبع یا منابعی را به دانشجویان در طول ترم معرفی نمودید؟

وقتی بحث چین،همانطور که در سئوال اولتان تشریح نمودم، در محافل دانشگاهی چندان محلی از اعراب نداشته باشد، منطقا منبع درسی مناسبی هم در این زمینه تهیه نخواهد شد. کتابی ترجمه شده با همین عنوان سیاست و حکومت در چین وجود داشت که پس از بررسی آن متوجه شدم، که در خور کتاب درسی برای فهم سیاست و حکومت در چین نیست، هر چند به مطالب ارزشمندی در خصوص چین از زاویه ­ای بدیع پرداخت ولی برای دانشجویان ما بسیار سنگین و پرحجم بوده و ترجمه روانی هم از آن صورت نگرفته بود. بنابراین به رغم نداشتن زمان، خودم دست به کار شدم و یک کتابچه ­ای در حدود صد صفحه، با استفاده از منابعی پراکنده، تهیه نمودم و در اختیار دانشجویان قرار دادم ولی چون زمان نداشتم نتوانستم رفرنس نویسی دقیقی انجام بدهم یا اینکه منابع، منابعِ دست دومی بودند . زمان تهیه، ترجمه و استفاده از منابع دست اول را نداشتم که آنرا مطابق با استاندارهای پژوهشی تهیه نمایم، البته سعی کردم مطالب را طوری تهیه و درج نمایم که هر کسی که از چین هیچ اطلاعی ندارد با خواندن این کتابچه،آنچه لازمست راجع به فرهنگ،سیاست،تاریخ،اقتصاد و….چین بداند، به صورتی مقدماتی، در اختیارش قرار خواهد گرفت. امیدوارم با همفکری و نقد و نظر همکاران و دانشجویان عزیز، اگر عمری باشد و بضاعت علمی ما مستغنی گردد، بعد از پختگی کامل مطالب در طول ترم های آینده، بتوانم آنرا به عنوان یک کتاب درسی به طبع برسانم.

نظر خود را بیان کنید

کد امنیتی *